خانه / مذهبی / احکام و مسائل شرعی / منظور از حضور قلب در نماز چیست؟ آیا تفکر در امور دنیوی مرتبط به آخرت ، با حضور قلب منافات دارد؟

منظور از حضور قلب در نماز چیست؟ آیا تفکر در امور دنیوی مرتبط به آخرت ، با حضور قلب منافات دارد؟

منظور از حضور قلب در نماز چیست؟ آیا تفکر در امور دنیوی مرتبط به آخرت ، با حضور قلب منافات دارد؟

 

خلاصه پرسش

منظور از حضور قلب در نماز چیست؟ آیا تفکر در امور دنیوی مرتبط به آخرت ، با حضور قلب منافات دارد؟

پرسش

آیا منظور از حضور قلب در صرف توجه به خداست یا اینکه تفکر در امور دنیوی مرتبط به آخرت انسان همچون فکر کردن در مورد نحوه کمک کردن به مردم یا مادر یا از این قبیل از مصادیق عدم حضور قلب محسوب می شود؟

پاسخ اجمالی

مقصود از حضور قلب در نماز این است که قلب را خالى گرداند از غیر چیزى که بآن تکلم می نماید یعنى دلش و فکرش مشغول به نماز باشد و حواسش متوجه بکلمات  باشد و هر گاه دید فکرش جاى دیگر سیر می کند توجه به نماز کند.[i]

 

آنچه با روح عبادت سازگار نیست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسیر رضاى خدا است، کاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاکید می کند منافات با حضور قلب ندارد.

 

بزرگان ما براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات، راه های متعددی همچون: تحصیل معرفت والا به خدا و دنیا، عدم توجه به کارهاى پراکنده و مختلف ، انتخاب محل و مکان خاص برای نماز و سایر عبادات ، پرهیز از گناه، آشنایی به معنی نماز و فلسفه افعال و اذکار آن ، انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص و مراقبت و تمرین حضور قلب را بیان نموده اند.

 

[i] بانو امین تفسیر مخزن العرفان ج۱ص۱۰۳٫

 

پاسخ تفصیلی

حضور قلب در نماز امر بسیار مهمی است که شخص باید با تلاش و زحمت به دنبال رسیدن به آن در نماز باشد کسی که بیشتر ساعات عمر خود را در بیهوده کارى و لهو و لعب می گذراند نمی تواند در نماز حضور قلب پیدا کند زیرا به هر آنچه انسان مشغول باشد، قوه مخیّله (که کارش صورت سازى است) در نماز همان عمل را در نظرش جلوه می دهد و هر چه بخواهد حواس خود را جمع کند فورى موهومات و خیالات به سراغ او می آید و حواسش را متفرّق می گرداند اما کسى که در همه وقت همه اعمال وافکارش بر طبق عقل و شرع انجام شود و هدفش در همه کار تحصیل رضاى حق تعالى باشد (زیرا اگر بدقّت بنگرى هر عملى که در آن رضاى خداى تعالى نباشد لغو و بیهوده کارى است) چنین کسى بخوبى می تواند بنا بر عادت، خود را از موهومات و خیالات فاسد حفظ نماید و حضور قلب پیدا کند آن وقت است که حالت خشوع و خضوع پیدا می نماید.

  حکم فقهی دختری که در دوران مجردی در اثر ارتباط جنسی با نامحرم، بکارت خود را ازدست داده باشد، چیست؟
[۱]

 

مقصود از حضور قلب در نماز این است که هر آنچه با روح عبادت سازگار نیست، اعم از افکار مربوط به دنیای خود یا دیگران باشد را از خود دور گرداند، اما افکاری که منافات با روح عبادت نداشته باشد خدشه ای به حضور قلب نمی زند، البته این یک مسئله شخصی است و هر فردی به خوبی درک می کند چه افکاری حضور قلب او را از بین می برد و باید از آنها خودداری کند و این را هم می دانیم که که حضور قلب درجاتی دارد و انسانی که از درجات بالای حضور برخورداراست، مطلقا از غیر خدا و امور خدایی چشم می پوشد.

 

بزرگان ما براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات، اموری را بیان نموده اند که رعایت آنها می تواند مفید باشد.

[۲]

 

۱- بدست آوردن آن چنان معرفتى که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر انسان بزرگ کند، تا هیچ کار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.
یعنی نماز گزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود. خدای متعال کمال محض است و جامع همه ی کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الاهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الاهی هدفمند است، و از افعال الاهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُونی‏ هذا صراط مُسْتَقیم

  اگر وارثان مقتولی در مورد اجرای قصاص و یا دریافت دیه، اختلاف نظر داشته باشند، حکم مسئله چیست؟

] یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الاهی که مهم ترین و بارز ترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد.

 

اگر کسی فلسفه عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.

 

۲- توجه به کارهاى
پراکنده و مختلف، معمولا مانع تمرکز حواس است

 

و هر قدر انسان، توفیق پیدا کند که مشغله‏هاى مشوش و پراکنده را کم کند به حضور قلب در عبادات خود کمک کرده است.

 

۳- انتخاب محل و مکان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایى که ذهن انسان را به خود مشغول مى‏دارد مکروه است، و همچنین در برابر درهای باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آئینه و عکس و مانند اینها، به همین دلیل معابد مسلمین هر قدر ساده‏تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا که به حضور قلب کمک مى‏کند.

 

۴- پرهیز از گناه نیز عامل مؤثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى‏سازد، و از حضور قلب مى‏کاهد.

 

بایداز اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد. لذا در روایات وارد شده است، تا آن جا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، «اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطه سوداء».

 

امام صادق (ع) مى‏فرماید: پدرم [امام باقر] (ع) مى‏فرمود: هیچ چیز براى قلب زیانبارتر از گناه نیست، چه آنکه قلب با گناه مى‏آمیزد و با آن گلاویز مى‏شود تا بالاخره گناه بر قلب چیره شده و آن را وارونه مى‏سازد.

  آیا در عقد دائم، مرد می‌تواند شرط کند که همسرش از او ارث نبرده و یا نفقه نخواهد؟
[۳]

 

یعنى قلب به حساب طبع اولى، ملکوتى و رو به خدا ست، ولى در اثر گناه چهره‏اش وارونه گشته، ناسوتى و شیطانى مى‏شود.

 

امام صادق (ع) مى‏فرماید:گناه انسان را از نماز شب محروم می ‏سازد ( لذّت مناجات با خدا را از او سلب مى‏کند) همانا تأثیر گناه از کارد برنده سریع‏تر است.

[۴]

،

[۵]

 

۵- آشنایی به معنی نماز و فلسفه افعال و اذکار آن، عامل مؤثر دیگرى است.

 

۶- انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدمات و چه در اصل نماز نیز کمک مؤثرى به این امر مى‏کند.

 

۷- از همه اینها گذشته، این کار مانند هر کار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پى‏گیرى دارد، بسیار مى‏شود که در آغاز انسان در تمام نماز یک لحظه کوتاه قدرت تمرکز فکر پیدا مى‏کند، اما با ادامه این کار و پى‏گیرى و تداوم آن چنان قدرت نفس پیدا مى‏کند که مى‏تواند به هنگام نماز دریچه‏هاى فکر خود را بر غیر معبود، مطلقا ببندد.

 

[۱]

تفسیر مخزن العرفان ج۹ ص۹٫

[۲]

تفسیر نمونه ج ۱۴ص۲۰۵-۲۰۶٫

[۳]

الکافی ج : ۲ ص : ۲۶۸
«کان أبی (ع) یقول: ما من شی‏ء أفسد للقلب من خطیئه، إنّ القلب لیواقع الخطیئه فما تزال به حتّى تغلب علیه فیصیّر أعلاه أسفله.

[۴]

الکافی ج : ۲ ص : ۲۷۲
«إنّ الرّجل یذنب الذّنب فیحرم صلوه اللّیل و إنّ العمل السّیّئ أسرع فی صاحبه من السّکّین فی اللّحم».

[۵]

استفاده از پاسخ ۲۳۱ (سایت: ۱۸۵۸).

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *