خانه / مذهبی / احکام و مسائل شرعی / واژگان «میته» و «مردار» به چه معنا است؟ آیا تنها حیوانی که خود بخود مرده باشد، مصداق این واژگان است و یا هر حیوانی که ذبح شرعی نشده باشد؟

واژگان «میته» و «مردار» به چه معنا است؟ آیا تنها حیوانی که خود بخود مرده باشد، مصداق این واژگان است و یا هر حیوانی که ذبح شرعی نشده باشد؟

واژگان «میته» و «مردار» به چه معنا است؟ آیا تنها حیوانی که خود بخود مرده باشد، مصداق این واژگان است و یا هر حیوانی که ذبح شرعی نشده باشد؟

تذکیه, مذکی, مردار, میته

 

خلاصه پرسش

واژگان «میته» و «مردار» به چه معنا است؟ آیا تنها حیوانی که خود بخود مرده باشد، مصداق این واژگان است و یا هر حیوانی که ذبح شرعی نشده باشد؟

پرسش

در میان فقها مشهور است که مردار(میته) علاوه بر حیوانی که خود مرده باشد، شامل حیوانی که به غیر دستور شرعی کشته شده باشد هم می‌شود. لطفاً بفرمایید اساس و سند این نظر چیست؟ به طور مشخص٬ آیا هیچ آیه‌ای از قرآن یا حدیثی از معصومین(ع) صراحتا به این مطلب اذعان دارد که مردار(میته) محدود به حیوانی که به مرگ طبیعی مرده باشد نیست و حیواناتی که به غیر دستور شرعی کشته شده باشند را هم در بر می‌گیرد؟

پاسخ اجمالی

واژه «میته» در لغت، بیشتر در مورد حیوانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که به صورت عادی مرده باشد،[۱] پس به حیوانی که مثلا با نیزه یا گلوله کشته شده باشد و یا ذبح آن بدون نام خدا انجام شده باشد، «میته» و «مردار» گفته نمی‌شود.
و آیاتی از قرآن کریم که از واژگان «میته» و «مردار» بهره می‌جویند نیز، به همین معنا دلالت دارند.[۲] ولی همان‌طور که در پرسش بدان اشاره شد، در اصطلاح شرع، گاه به هر حیوان «غیر مذکّی»؛ یعنی هر حیوانی که طبق شرایط شرعی ذبح نشده باشد، «میته» یا «مردار» گفته می‌شود[۳] و شاید وجهش آن باشد که به لحاظ شرعی، همه حیواناتی که به غیر ضوابط شرعی – به هر شکلی – می‌میرند، دارای یک حکم هستند و آن هم، حرمت خوردن گوشت آنها است.
البته استعمال واژه «میته» برای هر حیوانی که ذبح شرعی نشده، در برخی روایات نیز مشاهده می‌شود؛ مانند:
«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع)‏ فِی رَجُلٍ دَخَلَ قَرْیهً فَأَصَابَ بِهَا لَحْماً لَمْ یدْرِ أَ ذَکِی هُوَ أَمْ مَیتٌ؟ فَقَالَ فَاطْرَحْه…».‏[۴]

  در نیت نماز باید قربه إلی الله گفت یا قربه عند الله؟

[۱]. «الْمَیتَهُ» مِنَ الْحَیوانِ مَا مَاتَ حَتْفَ أَنْفِهِ؛ فیّومى، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ج‌۲، ص ۵۸۴، منشورات دار الرضی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

[۲]. بقره، ۱۷۳؛ مائده، ۳؛ انعام، ۱۳۹ و ۱۴۵؛ نحل، ۱۱۵٫

[۳]. ر. ک: مشکینى، میرزا على، مصطلحات الفقه، ص ۵۲۴، بی‌جا، بی‌تا.

[۴]. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ‏۲۴، ص ۱۸۸، قم، مؤسسه آل البیت (ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *