خانه / اشعار و مدایح / المنه لله که بتأیید الهی #رضویه #مدرس_اصفهانی

المنه لله که بتأیید الهی #رضویه #مدرس_اصفهانی

المنه لله که بتأیید الهی #رضویه #مدرس_اصفهانی

در مدح حضرت رضا علیه السلام
.
✍️ # ✍️
.
🆔: @sarmashg_channel
.
مرحوم میرزا یحیی مدرس اصفهانی
.
المنه لله که بتأیید الهی
گردید برون یونس چرخ از دل ماهی
وز مجلس اندوه و کرب یوسف چاهی
باز آمد و بنهاد بسر افسر شاهی
ای یار خطاکار من ای ترک سپاهی
ها بر سپه غم کنم از باده مسلط
.
.
رخساره فروشست بمی راهب دیری
برداشت سر از خواب گران سنگ عزیری
بهرام فلک تافت رخ از قصر سدیری
بر تهنیتش خواند بط اشعار زهیری
هدهد چه سلیمان شد و از منطق طیری
هر لحظه چه «یحیی» کند انشاد مسمط
.
.
صحاف قضا از روش تازه دیگر
خوش بر صحف گل زده شیرازه دیگر
مشاطه نوروز باندازه دیگر
آراست عروس چمن از غازه دیگر
هان این چه مغنی است کز آوازه دیگر
در حنجره فاخته گان ساخته بربط
.
.
گوید بچمن فاخته بر شاخ هلاکو
کو طنطنه سنجر و خرگاه هلاکو
آن حشمت و فرهان یکجا رفت و هلاکو
ای عمر شتابان من ایشاهد هرکو
بر بام سرایم نزده فاخته کوکو
در ساغر عیشم بفکن خون بط از بط
.
.
دو صفحه سیمند دو رخسار تو ایماه
این بک زد گر کم شده درورن وز آن راه
بر تسویه اش صیرفی عارف آگاه
قیراطکی از مشک فزون کرد فسوّاه
یا آنکه بلال است و بهنگام سحرگاه
دارد بسوی صبح نظر بر افق خط
.
.
ای فال شرف بخت نکو طالع مقبل
خورشید حیا ماه و فا زهره محفل
بر گردن مه گیسویت افکنده سلاسل
در عشق تو ای لعبت چین فتنه بابل
شد شط روان دیده و آتشکده ام دل
دل سوخته زان آتش و تن غرقه در آن شط
.
.
ای کرده سیه روز سپیدم چه شب تار
زلف زره آسای تو یا اژدر خونخوار
کاعجاز دو پیغام برآورده پدیدار
مایل شده زی چشم تو آن طره طرار
ماری است سیه کامده اند بر بیمار
یا کژدم اهواز سوی جادوی مسقط
.
.
ای خضر مبارک قدم ای هادی هر راه
یک لحظه کنی گر بسوی طوس گذرگاه
از من برسان عرض ادب خدمت آنشاه
کش ذات حق آیات خدا فر علم الله
بر سر قضا راز قدر آمده آگاه
بر علم نبی وحی خدا آمد مهبط
.
.
شاهی که چه ظاهر شودش قدر جهانگیر
افلاک و زمین پر شود از نعره تکبیر
ز اوصاف خدا ذات شریفش شده تعبیر
عشری ز خصالش که فزون است ز تقریر
با کلک قضا کرده رقم منشی تقدیر
اندر صحف نه فلک از خط مغرمط
.
.
ای مقصد دادار زوالعصر و ذو الطور
مدح تو در الواح سماوی همه مسطور
بر شرع توئی ناظر و از خلق تو منظور
هم رق المنشوری و هم بیت المعمور
یکمد مداد است همه بحر المسجور
چون خامه «یحیی» بمدیح تو خورد قط
.
.
تو نقطه ای و عالم ایجاد خط تو
پرگار وجود آمده گرد نقط تو
هم کوثر و خلد آمده جامی ز بط تو
هم علم رسل آمده جوئی ز شط تو
افتد بجحیم ار شرری از سخط تو
خیزد ز دلش تا بابد نعره قط قط
.
.
بر چون تو پسر فخر کنان از ازل اجداد
بر چون تو پدر نازکنان تا ابد اولاد
جز حق نتواند کسی اوصاف تو تعداد
«ما یدرکه العقل و ما یوصفه العاد»
بی واسطه ذات شریفت نشد ایجاد
منتج نشود شکل نباشد اگر اوسط
.
.
نامت که بر اصناف ملک نقش نگین است
آویزه گوش همه چون در ثمین است
در ناصیه مهر فلک نور مبین است
یک پایه ز قصر شرفت عرش برین است
مه را کلف بندگیت نقش جبین است
چون برگ گل تازه که از مشگ منقط
.
.
ای از شرفت آمده اسلام مشرف
گشت از تو عیان سرفاحببت ان اعرف
توصیف منت می نکند ذات موصف
باید که معرف بود اجلی ز معرف
هم برصف احرار جهان شخص تو بر صف
هم بر خط توقیر جهان نام تو سرخط
.
.
هم زینت ایمانی و هم رونق اسلام
هم مرجع آیاتی و هم ملجاء احکام
گشت از تو عیان داوری داور علام
گر بحر شود خبر و درختان همه اقلام
شطری ز مدیحت نتوان برد بانجام
«فی وصف کمالات من افرط فرط»
.
.

  بیا به بزم حسینی و بشنو از عشّاق #حسینیه #کمپانی

#
#
#
.
✍️ # ✍️
.
🆔: @sarmashg_channel

شما میتوانید برای پیدا کردن محتوای مشابه به دسته بندی و برچسب های این مطلب و یا به مطالب مرتبط در زیر این مطلب مراجعه کنید مسلما اشعار دیگه ای هم هستند که شما با جستجو کردن در این سایت میتونید به صورت رایگان از آنها استفاده کنید.

اشعار و مدایح زبده الاشعار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *