خانه / اشعار و مدایح / زهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونق #رضویه #حکیم_قاآنی

زهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونق #رضویه #حکیم_قاآنی

زهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونق #رضویه #حکیم_قاآنی

در ستایش رواق منور امام ثامن ضامن السلطان علی بن موسی الرضا علیه الآف التحیه والثناء
.
.
✍️ زبده الاشعار ✍️
.
🆔: @sarmashg_channel
.
میرزا حبیب الله شیرازی (حکیم قاآنی)
.
زهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونق
زمین زیُمن تو محسود هفت کاخ مطبّق(۱)
.
تویی که خاک تو با آب رحمت است مخمّر
تویی که فیض تو با فرّ سرمد است ملفق(۲)
.
چو دین احمد مرسل مبانی تو مشیّد(۳)
چو شرع حیدر صفدر قواعد تو موثّق(۴)
.
زهر چه عقل تصوّر کند فضای تو اوسع
زهر چه وهم تخیّل کند بنای تو اوثق(۵)
.
کدام مظهر بی چون بود به خاک تو مدفون
که از زمین تو خیزد همی خروش انا الحق
.
زبس رفیعی و محکم زبس منیعی و مُعظم
براستی که خموشیست در ثنای تو اوفق(۶)
.
چنان نماید سرگشته در فضای تو گردون
که در محیط ، یکی بادبان گسیخته زورق
.
زصد یکی نتواند حدیث وصف تو گفتن
هزار صاحب(۷) و صابی(۸) هزار صابر(۹) و عَمعَق(۱۰)
.
سپهر را بشکافد زهم تجلّی نورت
چنان که صخره صمّا(۱۱) شود زصاعقه منشق(۱۲)
.
چه قبّه یی تو که گر رفع پایه تو نبودی
زمین شدی متزلزل بسان توده زیبق(۱۳)
.
چه بقعه یی تو که نبود بهای یک کف خاکت
هزار تخت مرصّع هزار تاج مفرّق(۱۶)
.
چه کعبه یی تو که اینک زبهر طوف حریمت
دمی زپویه نیاساید این تکاور ابلق(۱۷)
.
کدام کاخ همایونی ای عمارت میمون
که هست برتری سدّه ات ز سِدره محقّق
.
کدام بقعه میمونی ای بنای همایون
که از سموّ (۱۸) سموات برده قدر تو رونق
.
کدام آیت رحمت به ساحتت شده نازل
که می زند زشرف عرصه ات به عرش برین دَقّ(۱۹)
.
تویی که خاک تورا همچو تاج از پی زیور
فلک نهاده به تارَک(۲۰) فرشته هشته به مفرق(۲۱)
.
چنان که هوش به سر فیض با فضای تو مُنضَم (۲۲)
چنان که روح به تن روح با هوای تو مُلصَق
.
اگر به طور تجلّی کند فروغ فضایت
شود زجلوه آن طور چون تُراب مُدقّق(۲۳)
.
به سر سپهر برین را بود هوای پریدن
بدان امید که گردد به خاک کوی تو ملحَق(۲۴)
.
زنور بیضه بیضا (۲۵) ربوده فرّ تو فرّه
فراز طارم امکان زده است قدر تو بیدق
.
عیون اهل خرد از غبار توست مکحّل(۲۶)
رقاب(۲۷) خلق به طوق پرستش تو مطوق(۲۸)
.
به نزد قبه عالیت هفت گنبد گردون
چو پیش کوه دماوند هفت دانه جوزق(۲۹)
.
دلی که نیست هواخواه آستان تو بادا
طَعین(۳۰) تیغ مصیقل نشان سهم(۳۱) مفوّق(۳۲)
.
اگر نه مرکز چرخستی ای بنای مشیّد
چرا به گرد تو می گردد این دوازده جوسَق(۳۳)
.
زصد یکی زفزون اندکی نمود نیارد
شماره منقبتت را دو صد جریر و فرزدق(۳۴)
.
مگر تو مقصد ایجادی ای رواق معظّم
که هست هستی نه چرخ از وجود تو مشتق
.
مگر تو روضه سلطان هشتمی که به خاکت
کند زبهر شرف سجده هفت طارم ازرق(۳۵)
.
خدیو خطّه امکان که از عنایت یزدان
فراز خرگه لاهوت برفراشته سَنجَق(۳۶)
.
علی عالی اعلی امام ثامن ضامن
که از طفیل وجودش وجود گشته منسَّق(۳۷)
.
سپهر عدل مهین گوهر محیط خلافت
جهان جود بهین زاده رسول مصدَّق
.
قوام دهر نظام جهان وسیله هستی
امین شرع ولی خدا خلیفه بر حق
.
نهال فکرت قاآنی از سحاب معانی
به بوستان سخن گشت در ثنای تو مورق(۳۸)
.
پس از ورود سرود از برای سال طرازت
زهی زمین تو مسجود نُه رواق معلّق(۳۹)
ـــــــــ
۱ – هفت کاخ مطبّق : هفت طبقه آسمان .
۲ – ملقّق : فراهم آورده شده – بهم پیوسته .
۳ – مشیّد : استوار .
۴ – موثّق : استوار .
۵ – اوثق : استوارتر ، محکم تر ، معتمدتر .
۶ – اوفق : سازگارتر ، سازوارتر .
۷ – صاحب : مراد اسماعیل فرزند عبّاد ( متوفی ۳۸۵ ه ) وزیر دانشمند و بخشنده مؤید الدوله دیلمی است که به زبان عربی شعر می سرود .
۸ – صابی : مقصود ابراهیم پسر هلال نویسنده و ادیب عیسوی مذهب ( متوفی ۳۸۴ ه ق ) می باشد که در حکومت عضد الدوله وزیر دیوان رسائل بود و به عربی دیوانی دارد .
۹ – صابر : شهاب الدین اسماعیل برمذی شاعر نیمه اول قرن ششم که در دستگاه سنجر تقرّب داشت و به دستور خوارزمشاه در جیحون افکنده شد .
۱۰ – عمعق : ابوالنجیب شهاب الدین بخارایی شاعر نیمه دوم قرن پنجم و وابسته دربار آل خاقان که قصایدش به انواع صنایع مشحون است . عمعق در لغت عرب نیامده ( یادداشتهایی قزوینی ج ۶ ص ۵۹ ) .
۱۱ – صمّا : سنگ سخت . در اصل صفت است برای صخره ، سعدی می گوید :
حاجت موری به علم غیب بداند دربن چاهی به زیر صخره صمّا
۱۲ – منشق : شکافته .
۱۳ – زیبق : جیوه – سیماب .
۱۴ – تاج مغرّق : تاجی که غرق در گوهر باشد .
۱۵ – سدّه : آستانه .
۱۶ – معوّق : باز داشته شده .
۱۷ – ابلق : دورنگ ، سیاه و سفید . تکاور ابلیق ، در
این بیت کنایه از روز و شب است .
۱۸ – سموّ : بلندی .
۱۹ – دق : سرزنش ، مؤاخذه کردن .
۲۰ – تارک : فرق سر .
۲۱ – مفرّق : جایی که راه منشعب گردد .
۲۲ – منضم : پیوسته و چسبیده ، ملصق .
۲۳ – مدقّق : آرد شده .
۲۴ – ملحق : پیوسته .
۲۵ – بیضه بیضا : کنایه از خورشید است .
۲۶ – مکحّل : سرمه کشیده .
۲۷ – رقاب : گردنها .
۲۸ – مطوّق : طوقدار – در چنبر و طوق .
۲۹ – جوزق : غوزه پنبه .
۳۰ – طعین : خسته و مجروح .
۳۱ – سهم : تیر .
۳۲ – مفوّق : پی در پی .
۳۳ – جوسق : معرب کوشک – قصر و کاخ .
۳۴ – جریر و فرزدق دو تن از شاعران نام آور عرب در قرن اول هجری .
۳۵ – ارزق : کبود رنگ .
۳۶ – سنجق : نشان و علم .
۳۷ – منسّق : منظّم .
۳۸ – مورّق : کاتب و نویسنده .
۳۹ – رواق معلّق : کنایه از آسمان است .
.
.
#_مدح
#
#
.
✍️ # ✍️
.
🆔: @sarmashg_channel

  هارداسان قبله گاه حاجات

شما میتوانید برای پیدا کردن محتوای مشابه به دسته بندی و برچسب های این مطلب و یا به مطالب مرتبط در زیر این مطلب مراجعه کنید مسلما اشعار دیگه ای هم هستند که شما با جستجو کردن در این سایت میتونید به صورت رایگان از آنها استفاده کنید.

اشعار و مدایح زبده الاشعار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *