خانه / اشعار و مدایح / من آمدم از دشت غمها

من آمدم از دشت غمها

« ورودمدینه ؛ زبانحال زینب(س) درقبرستان بقیع بامادر»
✔️ #_
.
✍️ زبده الاشعار ✍️
.

.
محمد علی مصیبی تبریزی
.
سبک ؛ گلپونه ها
.
من آمدم از دشت غمها
من آمدم بی یاروتنها- بی برادر
من آمدم بی نورعینت
در کربلامانده حسینت – جانِ مادر
.
.
من مانده ام تنهای تنها
از جفای فرقۀ رذل
در غربت شهر مدینه
بی حسینم بی ابوالفضل (۲)
.
.
((من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها))
.
.
.
.
.
روزی که رفتم از مدینه
عباس علمدارحرم شد-جانِ مادر
اکبر مرا منزل به منزل
تا کربلا یار و خدم شد-جانِ مادر
.
.
حالا منم تنهای تنها
در شب تار مدینه
آری؛ دراین آشفته دریا
همدمم امّ البنینه (۲)
.
((من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها))
.
.
.
.
غوغای دشت نینوا را
دیدم خودم با چشم زارم -جانِ مادر
سرها به روی نیزه هارفت
زآن دم همیشه داغدارم – جانِ مادر
.
.
زد حرمله تیرسه پررا
بر گلوی شیرخواره
از آسمانِ عشق زینب
گشته خاموش آن ستاره (۲)
.
((من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها))
.
.
.
.
.
بس گفته ها دارم برایت
ازآن مناجات حزینِ – نورعینت
از خنجر شمر لعین و
از حنجرِ غلطانِ درخونِ حسینت
.
از آن که زیر سُّمِ اسبان
شد لگد آن ، جسم عورش
ازآن سری که بسترش شد
منزل خولی تنورش (۲)
.
((من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها)
.
.
.
#

.
متن #ترکی در هشتک زیر
#

.
#
#
#
#فارسی
.
✍️ # ✍️

  الا یا ایها المهدى، مدام الوصل ناولها #مهدیه #فیض_کاشانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *