خانه / اشعار و مدایح / گفتا امام مجتبی خواهر ای زینب

گفتا امام مجتبی خواهر ای زینب

شهادت امام حسن مجتبی(ع)
.

.

.
حاج محمد رونقی
.
.
سبک : بزم عزاده گیمیشم …
.
.
.
گفتا امام مجتبی خواهر ای زینب
طشتی بیاور از وفا خواهر ای زینب
یا زینب یا زینب (۲)
.
.
در نیمه شب از خواب خوش شد حسن بیدار
مشغول ذکر و حمد آن خالق غفار
شد تشنه اش نوشید آب از سبو یکبار
گشته ز سوز زهر کین قلب او صد پار
گفتا به صد آه و نوا خواهر ای زینب
.
.
از تخت افتاده بزیر گفت یا اُختی
مسموم گشتم آخر از زهر جانفرسا
امشب شب هجران بود زادۀ زهرا
دار دنی گویم وداع اُف بر این دنیا
بنشین برم حاجت روا خواهر ای زینب
.
.
فرمود ای زینب بیا یکدمی در بر
عمرم تلف گشته از این کوزۀ پر زهر
دیگر نخواهم زندگی گوش ده خواهر
رو کن خبر آید برم شاهدین رهبر
تا گویمش این ماجرا خواهر ای زینب
.
.
خواهر حسین را کن خبر تا دم آخر
آید ببالین من بیکس و یاور
آوخ که دور زندگی آمده بر سر
دارم بسی شکوه از این دهر دون پرور
ریزم سرشک غم فزا خواهر ای زینب
.
.
آمد ببالین حسن سیّد بطحا
دیده برادر را که با چشم خون پالا
بارد همی از دیدگان سیل ماتم زا
گوید چسان بینم رخ نو نهالان را
شد کلبه ام ماتم سرا خواهر ای زینب
.
.
در پاسخش گفتا حسین با دل بریان
جان برادر از چه رو گشته ای حیران
روز سپیدم کرده ای چون شب ظلمان
تا زنده هستم اشک غم ریزم از مژگان
ای زادۀ خیر النسا خواهر ای زینب
.
.
گفتا در آن دم مجتبی با شه بطحا
بر بسته ام چشم از جهان مانده ام تنها
بنگر که هستم عازم جنّت المأوا
از بعد مرگم میشود فتنه ها بر پا
فرصت شمار این لحظه را خواهرای زینب
.
.
چون نعش شه را داده اند آن زمان حرکت
بردند حریم جدّ او با هزار عزّت
شد مانع آن عایشۀ رذل بد طینت
بدریده از ظلم و جفا پردۀ عصمت
ننموده شرم از مصطفی خواهر ای زینب
.
.
ای پادشاه اولیاء سبط پیغمبر
از سینه زن با نوحه خوان در صف محشر
مستخدمین و بانیان ، ذاکرین یکسر
از چاکر دربان خود « رونقی » بگذر
در روز میعاد و جزا خواهر ای زینب
.
.
.
#
#
#
.
.
.
#
#
#
#
.
#
.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *