خانه / اشعار و مدایح / اربعین آمد و من باز تو را می خوانم

اربعین آمد و من باز تو را می خوانم


زبانحال جا مانده کربلا
.

.

.
مرتضی اسکندری ( ساعد)
.
اربعین آمد و من باز تو را می خوانم
میکنم زمزمه آغاز تو را می خوانم
.
باز هم کرب وبلای تو نشد قسمت من
گوشه ای در پی اعجاز تورا می خوانم
.
داغ بین الحرمین تو مرا خواهد کشت
می کنم عجز خود ابراز تورا می خوانم
.
ناز کن ناز که نازتو خریدن دارد‌‍‌
می خرم هرچه کنی ناز تو را می خوانم
.
کی شود بال مرا هم بگشایی ارباب
کی دهی رخصت پرواز تورا می خوانم
.
گوئیا قسمت من نیست کنارت باشم
کی شود قفل دلم باز تورا می خوانم
.
باورم نیست که از چشم شما افتادم
نظری بر دلم انداز تو را می خوانم
.
ترسم این است که در لحظه جان کنده هم
نشود حال دلم ساز تو را می خوانم
.
دوستان کرب و بلایند ولی من اینجا
با غم هجر تو دمساز تورا می خوانم
.
من که از دست دلم کار نیاید , جز آه
« هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله»
.
.
اربعین




.

.

  شد فرشته نار با صد دود آه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *