خانه / اشعار و مدایح / بالم شکسته، از پرم چیزی نگویم
خرید کفش های ورزشی

بالم شکسته، از پرم چیزی نگویم

اربعین
.
✍️ زبده الاشعار ✍️
.

.
وحید قاسمی
.
بالم شکسته، از پرم چیزی نگویم
از کوچ پر درد سرم چیزی نگویم
.
طوفان سختی باغ مان را زیر و رو کرد
از لاله های پرپرم چیزی نگویم
.
حق می دهم نشناسی ام؛ اما برادر
از آن چه آمد بر سرم، چیزی نگویم
.
وقت وداعِ آخرت، عالم به هم ریخت
از شیون اهل حرم چیزی نگویم
.
آتش گرفتن گر چه رسم و سنت ماست
از دامن شعله ورم چیزی نگویم
.
بگذار سر بسته بماند روضه هایم
از ماجرای معجرم چیزی نگویم
.
کم سو تر از چشمان من، چشمان زهراست
از گریه های مادرم چیزی نگویم
.
آن صحنه های سهمگین یادم نرفته
افتادنت از روی زین یادم نرفته
.
از نعل اسب و بوریا چیزی نگویم
از آن غروب پر بلا چیزی نگویم
.
در عصر عاشورا النگوهام گم شد
از غارت خلخال ها چیزی نگویم
.
گفتم به تو انگشترت را در بیاور!
از ساربان بی حیاء چیزی نگویم
.
در کوچه های کوفه ناموست زمین خورد
اصلاً شبیه مجتبی؛ چیزی نگویم
.
شهر علی نشناخت بانوی خودش را
از جامه های نخ نما چیزی نگویم
.
شاگردهایم سنگ بارانم نمودند
از چهره های آشنا چیزی نگویم
.
بی آبروها! چادرم را پس ندادند
از این به بعد روضه را چیزی نگویم
.
ای خیزران خورده ، لبم بی حس تر از توست
از خاک برخیز و بگو که این سر از توست
.
از خاطراتم همسفر چیزی نگویم
حتی کمی هم مختصر ! چیزی نگویم
.
منزل به منزل، محملم در تیررس بود
از سنگهایِ خیره سر چیزی نگویم
.
حتماً خبر داری مرا بازار بردند!
آن هم منی که… !؟ بیشتر چیزی نگویم
.
از درد پهلو لحظه ای خوابم نمی برد
از گریه هایم تا سحر چیزی نگویم
.
من در مدینه طشت دیدم،سر ندیدم!
از کاخ شام و طشت زر چیزی نگویم
.
شرمنده ام که درد و دل کردم برادر
بی تو چگونه خانه برگردم برادر!؟
.
.
.
اربعین
بالم_شکسته_از_پرم_چیزی_نگویم
وحید_قاسمی
فارسی
.
✍️ ✍️
.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *