خانه / اشعار و مدایح / بدشت ماریه کشتند امیر بطحا را

بدشت ماریه کشتند امیر بطحا را

دیر راهب

مرحوم ذلیل تبریزی

بدشت ماریه کشتند امیر بطحا را
بهم زدند همه روی ملک دنیا را

رسیده امر بجائی که سبط پیغمبر
مکان و منزل خود کرد دیر ترسا را

در آن دمیکه بدیر یهود سکنی کرد
فتاده لرزه به نه طاق ملک سکنا را

ملائک و رسل و اولیا گریبان چاک
زدند دوره همه دوره کلیسا را

به چرخ چار در آن لحظه جبرئیل رسید
خبر نمود از این قصه اش مسیحا را

که سبط ساقی کوثر در آن شب تاریک
نمود رشک ارم منزل نصارا را

چو کعبه اهل سما چون طواف میکردند
بدور آن سر خونین و ماه سیما را

به نطق آمده قران ناطق داور
بخواند آیه کهف و رقیم و حسنا را

بگوش فاطمه تا که رسید صوت حسین
بکند و ریخت ز سر زلف عنبر آسا را

فتاد شور قیامت بدیر نصرانی
که خاکیان بزمین دید اشک زهرا را

بحیرتم که پیمبر چگونه صبر نمود
به دیر ارمنیان دید آل طاها را

طناب ظلم ببازوی زینب کبرا
دوشاخه در کف آن دختران رعنا را

به جسم حضرت سجاد بود زنجیری
که سوختی دل هر گونه سنگ خارا را

خموش باش  #ذلیلا بدیر نصرانی
مکن خراش جگرهای پاره پارا را

#دیر_راهب
#به_دشت_ماریه_کشتند_امیر_بطحا_را
#ذلیل_تبریزی
#فارسی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *