خانه / اشعار و مدایح / درخرابه روز وشب دل راپریشان می کنم

درخرابه روز وشب دل راپریشان می کنم

زبانحال حضرت رقیه (س) درخرابه شام

فیروز حسنی (ناجی اردبیلی)

درخرابه روز وشب دل راپریشان می کنم
سیل اشگم رازمژگانم به دامان می کنم

پرشکسته بلبلی هستم اسیرقوم کین
درقفس افتاده ام فریادوافغان می کنم

بسترم خاک خرابه بالشم یک خشت خام
باتن رنجورمن یاده عزیزان می کنم

قمریّ درد آشنایم خونجگر آزورده حال
آرزویّ دیدن صحن گلستان می کنم

همچو زهرا مادرم سیلی زدشمن خورده ام
چون دفاع ازنهضت شاه لب عطشان می کنم

ظاهراََ گرچه اسیرم کهنه پیراهن به تن
باطناََ من نازدر جنت به حوران می کنم

دخترشاه حجازم ازوطن دورم هنوز
جان خودرا من فدای جان جانا ن می کنم

من سه ساله دخترم دیدم غمِ سی ساله را
من شکایت به خدا ازظلم عدوان می کنم

خواهرِ والا مقام اشبه پیغمبرم
آرزویّ دیدنِ آن ماه تابان می کنم

ناجیا،بردردمندان گو بیاید سوی من
من طبیب حازقم بی نسخه درمان می کنم

حضرت_رقیه_مدح
حضرت_رقیه_شهادت
در_خرابه_روز_و_شب_دل_راپریشان_می_کنم
ناجی_اردبیلی
فارسی

  وفات حضرت معصومه (س) ۴۵

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *