خانه / اشعار و مدایح / در میان آید به هر جا گفت‌وگوی کربلا

در میان آید به هر جا گفت‌وگوی کربلا

آرزوی کربلا

مرحوم فائض اصفهانی

در میان آید به هر جا گفت‌وگوی کربلا
می‌زند پر، طایر روحم به سوی کربلا

نیستم در هیچ جا با کس، سرِ گفت و شنید
جز در آن محفل که باشد، گفت‌وگوی کربلا

ای اجل! با من مدارا کن که تا آن ‌جا رسم
بر دلم مگذار مانَد آرزوی کربلا

در بهشت است آن‌ که در کرببلا گیرد مقام
کز جنان باز است، درهایی به سوی کربلا

آسمان بر گردِش دوری، از آن رو سرخوش است
تا که روز و شب نماید، طوف کوی کربلا

گر به چشم دل ببینی ز اشک مردم، در غمش
شطّ دیگر جاری است از خون به جوی کربلا

چون‌ که با خون حسین آغشته شد نبْوَد غریب
کعبه گر حسرت خورَد بر آبروی کربلا

از خدا خواهم همی «فایض»! شود در وقت مرگ
خواب‌گاه من به خاک مُشک‌بوی کربلا

کربلا
آرزوی_کربلا
در_میان_آید_به_هر_جا_گفت_و_گوی_کربلا
فائض_اصفهانی
فارسی

  مرغ خوشخوان رازینی پنهان صبادن ساخلاماز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *