خانه / اشعار و مدایح / زبده الاشعار / الهی ای فدای قدرت تو

الهی ای فدای قدرت تو

مناجات

مرحوم تائب تبریزی

الهی ای فدای قدرت تو
بود چشمم بسوی رحمت تو
چنانم لطف فرما غرق گردم
میان بحر و حدّانیت تو

مرا قوّت بده از قوّت خویش
بکن آگه ز فردا نیّت خویش
ز گمراهی برون آور خدایا
بکش سوی فضای زحمت خویش

خداوندا بحقّ دوستانت
چو سروم بر نشان بر بوستانت
مصاحب ساز در دنیا و عقبی
مرا با اجتماع دوستانت

خداوندا تو هستی کار گردان
به حقّ اهل حقّ و پاک مردان
بده یادم ز علم پاکبازی
دلم را از بطالت باز گردان

مرا از نور اسمت بخش هیبت
خداوندا شوم دارای صولت
همه دلها به سویم باز گردند
مرا بینند با چشم موّدت

گدای تو درم داران دنیا
تو را مغلوب سرداران دنیا
شده با آن همه گردن کشیها
به پیشت خوار جبّاران دنیا

الهی من ندارم تکیه گاهی
که بر سویش برم روی پناهی
نجاتم ده توئی پشت و پناهم
الهی یا الهی یا الهی

خدا بر ما بده مقیاس دین را
بگردان دفع شَرّ حاسدین را
ز کید بد سرشتان حفظ فرما
مکن بر ما مُسَلّط مفسدین را

الهی بندگانت را امیدی
درت را میزنم من با امیدی
مکن مأیوس از لطفت روم چون
ز باب رحمتت با نا امیدی

در این دنیا که همدردی ندارم
دلم گرم است دلسردی ندارم
چو در دل درد دینم جاگزین است
بجز درد دلم دردی ندارم

بفرمان شریفت ای خدایم
بود سوی تو دست التجایم
تو دانی آنچه میخواهم من از تو
نجات مسلمین باشد دعایم

الهی « تائب» بی دست و پایم
اگر چه غرق دریای خطایم
بحقّ پنج تن بگذر ز جرمم
که من مدّاح شاه کربلایم

  خوش آن مهی که دمیده ست در مه برکات #حسنیه #حضرتی_ناعمی

 مناجات
 الهی_ای_فدای_قدرت_تو
 تائب_تبریزی
 فارسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *