خانه / اشعار و مدایح / زبده الاشعار / عمری گنه کردم، نیاوردی به رویم

عمری گنه کردم، نیاوردی به رویم

رمضانیه

حاج غلامرضا سازگار

عمری گنه کردم، نیاوردی به رویم
نگذاشتی حتی بریزد آبرویم

چشمی بده کز خجلت عفوت بگریم
اشکی بده تا نامه خود را بشویم

از بس که توبه کردم و توبه شکستم
دارم خجالت تا که باز العفو گویم

این اشک خجلت را که می‌ریزد ز چشمم
کردم بهانه تا رضایت را بجویم

من از تو روگرداندم از غفلت، ولی تو
در باز کردی از ره رحمت به رویم

ای وای از آن روزی که عمرم بر سرآید
فریاد از آن‌دم که اجل آید به سویم

با این همه جرم و گنه از تو عجب نیست
لطفی کنی تا مرگ را چون گل ببویم

لب بستم از خجلت ولی «العفو العفو»
پیوسته برمی‌خیزد از هر تار مویم

امشب به جای آنکه روگردانی از من
بگشای چشمی از ره رحمت به سویم

تو در پی آنی که « میثم» را ببخشی
من آرزو دارم تو باشی آرزویم

 مناجات
 رمضانیه ماه_رمصان
 شب_قدر
 عمری_گنه_کردم_نیاوردی_به_رویم
 سازگار
 فارسی

  ای مسلمان اصل دین هر آن نماز است و نماز #نماز #رسولی_زنجانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *