خانه / بایگانی برچسب: خنده

بایگانی برچسب: خنده

گوشه ای از زیانهای شوخی زیاد

گوشه ای از زیانهای شوخی زیاد  از بین رفتن حرمت، شخصیت و اعتبار انسان: انسان در جامعه، نیازمند شان و اعتبار اجتماعی است . شوخی زیاد این اعتبار و ارزش را از بین می برد . حضرت امیر علیه السلام فرمودند: کثره المزاح تذهب بماء الوجه و کثره الضحک تمحو …

ادامه نوشته »

شوخ طبعی و سلامت روان

شوخ طبعی و سلامت روان داوید مایرز، نویسنده کتاب «به دنبال شادکامی؛ چه کسی شاد است و چرا؟» شادکامی را چنین تعریف می کند: حسِّ خوشی؛ احساس اینکه زندگی، در کل، به خوبی و خوشی ادامه می یابد. او می نویسد که این احساس، از طریق رسیدن به چیزهای خیلی …

ادامه نوشته »

شوخ طبعی و جو روان شناختی و فرهنگی

شوخ طبعی و جو روان شناختی و فرهنگی دوستان طلبه من شاهدند که شوخ طبعی های طلاب دایره ای بسیار وسیع تر از چیزهایی است که می نویسیم. یادم می آید وقتی کتاب stap to understanding را می خواندم در این کتاب لطیفه هایی بود ولی دوستان وقتی برخی لطیفه …

ادامه نوشته »

گناه عاشقی

گناه عاشقی بخش اول روزی در اتاق مشاوره بودم طلبه ای از کشور آذربایجان آمد مثل بید می لرزید علت را پرسیدم سراسیمه بود می گفت: عمویم از کشورم داره میاد ایران گفتم خب بیاید مگر چیه؟گفت: او یکی سنی متعصب است بو برده که من شیعه شده ام در …

ادامه نوشته »

پی دی اف یا ام دی اف؟

پی دی اف یا ام دی اف؟ به او گفتم حاج آقا علم زیادی کار دست تون داده. با تعجب گفت چرا؟ گفتم تو مهمونی می گفتید برادرم آشپزخانه اش را پی دی اف کرده است قشنگ شده بود و بقیه با تعجب به شما نگاه می کردند حاج آقا …

ادامه نوشته »

یاد تو در دل من غوغا به پا می کنه

یاد تو در دل من غوغا به پا می کنه سال اول حوزه بودم؛ عصر جمعه بود.خیابون ها حسابی شلوغ بود و من با خانواده خداحافظی کرده بودم تا به مدرسه بیایم. اغلب ماشین ها خانواده خود را سوار کرده بودند حتی تاکسی ها و ….کم کم صدای اذان مغرب …

ادامه نوشته »

وقتی یک شاگرد شوفر ، مکبر نماز شود

وقتی یک شاگرد شوفر ، مکبر نماز شود وقتی یک شاگرد شوفر ، مکبر نماز شود ، بهتر از این نمی شود . نمی دانم تقصیر حاج آقای مسجد بود که نماز را خیلی سریع شروع می کرد و بچه ها مجبور بودند با سر و صورتی خیس در حالی …

ادامه نوشته »

واکس شبانه میراث جبهه

واکس شبانه میراث جبهه قست اول هنوز حال و هوای جبهه رو داشت واقعا وقتی یک جا می نشست مثل شمع افراد دورش می گشتند. برخی بهش می گفتند مهره مار داری؟ مدرسه الهادی قم سال ۱۳۷۰-۷۱ مسئول بسیج بود. درد آشنا بود اگه می دونست کسی بی پول شک …

ادامه نوشته »

نشاط تا دم مرگ

نشاط تا دم مرگ خزان پیری که میاد برای خیلی ها باد ناامید در دشت زندگی می وزد و برگ های خوشی یکی یکی از درخت سرزندگی، زرد می شوند می افتند. یواش یواش پستچی مرگ با در خونه را می زنه و میگه بار سفر ببند باید بری. لحظه …

ادامه نوشته »

نسیم رحمت

نسیم رحمت سال گذشته با یکی از دوستان طلبه ام ایام حج مشرف بودیم روزی ایشان گفتند: فکرم مشغول شده است چرا در این زمان و مکان مقدس معمم و ملبّس نشویم. رسول خدا فرمود: ألا و إنَّ لِرَبِّکم فِی أیّام دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ، ألاَفَتَعَرَّضُوا لَها وَ لاَ تَعَرَّضُوا عَنْها! آگاه …

ادامه نوشته »