خانه / بایگانی برچسب: حاج آقا

بایگانی برچسب: حاج آقا

گزینش طلاب معمم

گزینش طلاب معمم یکی از دوستانم از شهر اصفهان برای پذیرش در حوزه قم آمده بود او دنبال خوابگاه می گشت مسئول خوابگاهی که نزدیک حرم بود. بر معمم بودن روحانی تأکید داشت. با دوستم به مدرسه رفتیم و او برای مصاحبه داخل اتاق مسئول دعوت شد. بعد از دقایقی …

ادامه نوشته »

پی دی اف یا ام دی اف؟

پی دی اف یا ام دی اف؟ به او گفتم حاج آقا علم زیادی کار دست تون داده. با تعجب گفت چرا؟ گفتم تو مهمونی می گفتید برادرم آشپزخانه اش را پی دی اف کرده است قشنگ شده بود و بقیه با تعجب به شما نگاه می کردند حاج آقا …

ادامه نوشته »

پارگی لباس

پارگی لباس استادی می گفت روحانی ای ازدواج کرده بود، همسر او که تا حالا لباس روحانی ندیده بود پیش خودش تعجب کرده بود که چرا حاج آقا به لباس خودش اهمیت نمی دهد و زیر بغل های لباس قبایش پاره است. او نمی دانست که این سوراخ ها که …

ادامه نوشته »

یاد تو در دل من غوغا به پا می کنه

یاد تو در دل من غوغا به پا می کنه سال اول حوزه بودم؛ عصر جمعه بود.خیابون ها حسابی شلوغ بود و من با خانواده خداحافظی کرده بودم تا به مدرسه بیایم. اغلب ماشین ها خانواده خود را سوار کرده بودند حتی تاکسی ها و ….کم کم صدای اذان مغرب …

ادامه نوشته »

وقتی یک شاگرد شوفر ، مکبر نماز شود

وقتی یک شاگرد شوفر ، مکبر نماز شود وقتی یک شاگرد شوفر ، مکبر نماز شود ، بهتر از این نمی شود . نمی دانم تقصیر حاج آقای مسجد بود که نماز را خیلی سریع شروع می کرد و بچه ها مجبور بودند با سر و صورتی خیس در حالی …

ادامه نوشته »

همدلی روان شناختی

همدلی روان شناختی بسیاری از روحانیون نقش روان شناس را برای تخلیه هیجانی افراد تنها، پیر و بیمار و غریب بازی می کنند. آنها بدون این که ناراحت بشنوند گوش شنوایی برای این نیازمندان روانی هستند. طوری که گاهی مورد ملامت اقوام و اطرافیان قرار می گیرند که چرا می …

ادامه نوشته »

همه دختران قم منو می شناسند

همه دختران قم منو می شناسند یکی از اساتید روی مزاح می گفت: یکی از دوستان ما خیلی جاها خواستگاری رفته ولی چون پولی در بساط ندارد متاسفانه با دید مادیگرای امروز برای دامادی قبولش نمی کنند. ما سر به سر او می گذاشتیم و او که به هدفش ایمان …

ادامه نوشته »

همسایه بدبین

همسایه بدبین کفاشی، همسایه یکی از روحانیون فامیل بود. سایه حاج آقا را با تیر نگاهش می زد یک روز می خواستم به منزل حاج آقا بروم کفاش دم مغازه اش بود بلند شد و حسابی منو تحویل گرفت و بعد هم گفت: به حاج آقا سلام برسانید. نمی دانستم …

ادامه نوشته »

نونت تو روغنه حاج آقا

نونت تو روغنه حاج آقا حاج آقایی می گفت من یک دوست بسیار صمیمی دارم تو خیابون با هم دوست شدیم. اما داستان: تو خیابون هرچی از دهنش در آمد بار من کرد گوش دادم فحشش که تمام شد !دوباره شروع کرد گفتم هرچی داری بگو تو دلت نگه ندار …

ادامه نوشته »

نوشابه من کو؟

نوشابه من کو؟ روحانی حج بودن، کاری دشوار است البته شیرینی زیارت خدا همه چیز را جبران می کند .در یک کاروان ممکن است تا ۱۵۰ نفر پیر و جوان، مرد و زن، باسواد و بی سواد و سالم و بیمار از اقوام مختلف کُرد، لر،فارس وترک و… حضور داشته …

ادامه نوشته »