قالب وردپرس درنا توس

اهل حال

اهل حال

وقتی استاد اخلاق حاج آقا آقا تهرانی رو می بینم از طلبه بودنم شرمم میشه. حال خوشی داره بگم غلط گفته ام. حال خوشی با زحمت و خون دل ، مجاهده نفس برای خودش ایجاد کرده. ایشان تا سخن بگویند نامی از صاحب زمان-عج- نیز بر زبان شان جاری است. خود ایشان روزی از پیرمرد قمی ای که باغ انار داشت سخن به میان آورد. می گفت این پیرمرد باغ انار داشت گاهی می رفتم به او سر بزنم تمام سلول های این پیرمرد مهدی- عج- مهدی -عج- می گفت.این شعر زبان حال شان است:

ای ساقی ما سرمستان جامی بده جانم بستان
ز همه گریزان ناله خیزان رو به تو کردم

ای شاهد بزم آرایم ، با دیده خونبار آیم
همه شب به یادت باده غم در سبو کردم
یارب ، یارا یارا ، دریاب ما را

چون آتش عشق تو به جان دارد دل
صد شعله شرر خود به زبان دارد دل
اه سحری ، سوز دلی ، سودایی
شوق دگر از هر دو جهان دارد دل
ای ساقی ما سر مستان، جامی بده جانم بستان
بنگر به نیازم ، بر سوز و گدازم
ای راز و نیاز من ، ای عطر نماز من
در بر نشان ما را ، یارا

ای هم نفس من بشکن قفس من

امید رهایی‌ها ، پیوند جدایی‌ها

در بر نشان ما را یارا

سودای شعله شدن سر زد تا از خاکستر من

می ریزد دست جنون هر دم باده در ساغر من

ای ساقی ما سر مستان، جامی بده جانم بستان

مطلب پیشنهادی

اطعام دادن نه خوردن

اطعام دادن نه خوردن مادر بزرگم سال قبل به رحمت خدا رفتند. روحانی محل شان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *