قالب وردپرس درنا توس

احساس همدری

احساس همدری
با دوست در حرم نشسته بود پیر مرد نزدیک ما بود از این که در شهر غریب احساس تنهایی داشت. دوستم به او گفت ما هم مسافریم ولی غمی نداشته باش ما حضرت معصومه(س) را داریم. پیرمرد که بعد از کمی گفت و گو با احساس رضایت بیشتری از ما جدا شد به دوستم گفتم دروغ گفتی؟ گفت نه. اولاً من قمی نیستم و برای درس خواندن به این شهر آمده ام. بعد تبسمی کرد و گفت ثانیاً ما همه در این دنیا مسافریم هیچ کس نباید قصد وطن و ماندن همیشگی کند. مهم این بود که با «همدلی» پیر مرد را خوشحال کنم که شد.

[۱] . به نقل از سادات همکار اجرایی انجمن اخلاق در سایت اسک دین

[۲] به نقل از آی دی پنج تن در سایت اسک دین

کانال های مارو هم امتحان بکن: تلگرام - سروش - گپ

درباره ی محمد حمزه

یک طلبه که می خواد توی فضای مجازی و وب نویسی قدم بزاره آماده پاسخگویی و کمک رسانی به همه دوستان عزیز هستیم (توی بخش نظرات منتظر دیدگاه هاتون هستم)

مطلب پیشنهادی

این جا و صیغه ای !

این جا و صیغه ای ! نمی دانم چرا عده ای گمان می کنند روحانی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *