قالب وردپرس درنا توس
خانه / شوخ طبعی ها و حکایات طلبگی / آقا پلیسه و حال گیری

آقا پلیسه و حال گیری

آقا پلیسه و حال گیری

یکی از طلاب که لباس روحانی ندارد می گفت پشت چراغ قرمز بودم تو آینه دیدم یکی از دوستان معمم و روحانی ام پشت سرم است ولی او متوجه من نبود چراغ سبز شد و من ایستادم تا او را متوقف کنم پلیس به من گفت:

چرا حرکت نمی کنی؟!

گفتم: می خوام حال حاج آقا که پشت سرم است را بگیرم موافقید ؟

آقا پلیسه هم که از خداش بود برق در چشمانش درخشید و با لبخند جواز را صادر کرد و من ایستادم و حاجی بوق می زد که برو. من عمداً ایستادم. لحظات آخر با سرعت رفتم تا حاج آقا آمد حرکت کنه چراغ دوباره قرمز شد.

مطلب پیشنهادی

اطعام دادن نه خوردن

اطعام دادن نه خوردن مادر بزرگم سال قبل به رحمت خدا رفتند. روحانی محل شان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *